ارتباط بین نقدینگی و اندازه شرکت با ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-13 چارچوب کلی برای ارزش گذاری

با در نظر داشتن تأثیر منحصر به فرد بدهی و محدودیت­های قانونی که منجر به مشکل شدن شناسایی سرمایه گذاری­های مجدد برای چنین موسساتی می­گردد چگونه می­توان این نوع موسسات را ارزش گذاری نمود؟ در این بخش قواعدی که ما را قادر به فائق آمدن بر چنین مشکلاتی می­نماید، ارائه می­گردد.
اول این که پرداخت مستقیم به ارزش گذاری حقوق صاحبان سهام نسبت به ارزش گذاری کل موسسه در موسسات خدمات مالی بسیار ملموس­تر می باشد. دوم این که یا نیازی به معیاری از جریان­های نقدی داریم که ما را نیازمند به ارزیابی سرمایه گذاری­های مجدد نکند و یا نیاز به تعریف دوباره سرمایه گذاری­های مجدد داریم به گونه­ای که برای موسسات خدمات مالی معنی­دار و قابل درک باشد(سهرابی 1385 ، 95).

2-13-1 ارزش حقوق صاحبان سهام پیش روی ارزش شرکت

ارزش شرکت به وسیله تنزیل جریان­های نقدی بعد از پرداخت مالیات مورد انتظار و پیش از کسر باز پرداخت بدهی­ها، تقسیم بر نرخ متوسط موزون هزینه سرمایه محاسبه می­گردد. در حالی که ارزش گذاری سهام به وسیله تنزیل جریان­های نقدی ناشی از سهام با نرخ هزینه حقوق صاحبان سهام به دست می­آید.

همان طوری که قبلا استدلال گردید وقتی بدهی و بازپرداخت بدهی به آسانی قابل شناسایی نباشد، پیش بینی جریان­های نقدی قبل از بازپرداخت بدهی­ها و متوسط موزون هزینه سرمایه مسئله ساز خواهد بود و این شکل در همه موسسات خدمات مالی هست. با این تفاصیل سهام می­تواند به گونه مستقیم با تنزیل جریان­های نقدی ناشی از آن ارزش گذاری گردد. در نتیجه استدلال خواهیم نمود که ارزش گذاری موسسات خدمات مالی به وسیله ارزش گذاری مستقیم حقوق صاحبان سهام راه حل بهتری می باشد.این استدلال به نسبت­ها نیز تعمیم خواهد پیدا نمود. نسبت­های حقوق صاحبان سهام مثل قیمت به سودآوری یا قیمت به ارزش دفتری برای موسسات خدمات مالی بیشترین تطبیق پذیری را در مقایسه با نسبت­هایی همچون ارزش کل شرکت به سود قبل از بهره و مالیات و انواع استهلاک[1] دارد (سهرابی 1385، 96).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-13-2 برآورد جریان ­های نقدی

به مقصود ارزش گذاری حقوق صاحبان سهام  یک شرکت، معمولاً جریان­های نقدی آزاد قابل پرداخت به سهام داران[2] برآورد می­گردد. جریان­های نقدی حاصل از حقوق صاحبان سهام به صورت زیر تعریف می­گردد.

(بدهی جدید با بازپرداخت بدهی) – تغییر در سرمایه در گردش غیر نقدی خالص هزینه­های سرمایه­ای – سود خالص = جریان نقدی آزاد سهام

اگر تخمین خالص هزینه­های سرمایه­ای و تغییر در سرمایه گردش غیر نقدی مقدور نباشد، برآورد جریان­های نقد آزاد سهام نیز ممکن نخواهد بود. نظر به این که این موضوع در موسسات خدمات مالی امری شایع می­باشد لازم می باشد برای رفع آن تدبیری اندیشه گردد. در این زمینه دو راه حل هست.

  • بهره گیری از سود تقسیمی به عنوان جریان نقدی آزاد سهام و فرض این که در طول زمان، موسسه جریان نقد آزاد سهام را به عنوان سود تقسیمی بین سهام داران توزیع خواهد نمود. با در نظر داشتن این که سودهای تقسیمی قابل نظاره می­باشد، دیگر با این سوال مواجه نمی­شویم که اندازه سرمایه گذاری مجدد موسسه چقدر می باشد.
  • تعدیل معیار جریان نقد آزاد سهام جهت پذیرش برای انواع سرمایه گذاری­های مجددی که موسسات خدمات مالی انجام می­دهند. برای مثال با در نظر داشتن این که بانک­ها تحت محدودیت نرخ کفایت سرمایه فعالیت می­نمایند، ممکن می باشد استدلال گردد که این موسسات مجبورند به مقصود ایجاد وام­های بیشتر در آینده، در حقوق صاحبان سهام سرمایه گذاری مجدد نمایند(سهرابی 1385 ، 97).

[1]. EBITDA

[2]. Free Cash Flow to Equity

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوال های پژوهش:

  • آیا بین اندازه شرکت با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین اندازه شرکت با بازده سهام شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین حجم نقدینگی شرکت ها با بازده سهام شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین اندازه شرکت با حجم نقدینگی شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ریسک سهام و بازده سهام شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین اندازه شرکت با ارزش شرکت ها ارتباط معناداری هست؟

ارتباط بین نقدینگی و اندازه شرکت با ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری


دیدگاهتان را بنویسید