عنوان کامل پایان نامه :

 ارتباط بین نقدینگی و اندازه شرکت با ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

5-2 اختصار پژوهش

سرمایه گذاران، علاقه مند به کسب سود بیشتر و کاهش ریسک سرمایه گذاری های خود هستند. به همین دلیل اقدام به تشکیل پرتفوی می کنند تا از طریق متنوع کردن سرمایه گذاری ها ریسک را کاهش دهند یا برای سطح معینی از ریسک، بیشترین بازده را کسب نمایند. با تشکیل پرتفوی، ریسک غیر سیستماتیک حذف می گردد. ریسک غیرسیستماتیک ریسکی می باشد که سرمایه گذار پیش روی تحمل آن انتظار دریافت هیچ پاداشی را ندارد. پس با متنوع کردن سبد سرمایه گذاری و تشکیل پرتفوی حذف می گردد. انتخاب پرتفوی بهینه نیازمند برآوردی از دو عامل ریسک و بازده اوراق بهادار می باشد (هرن و همکاران، 2010). طی سالیان متمادی مدل های مختلفی برای ارزیابی ریسک و بازده پرتفوی مطرح گردیده می باشد. این مدل ها مورد ارزیابی های مختلف قرار گرفته اند و نتایج آزمون ها بیانگر آن می باشد که عوامل مطرح شده در این مدل ها به تنهایی نمی توانند ارتباط ریسک و بازده پرتفوی را تبیین دهند. به همین دلیل ایده ترکیب این عوامل با یکدیگر مطرح گردید. کامل ترین مدلی که تاکنون در این ارتباط ارایه شده می باشد، مدل سه عاملی فاما و فرنچ می باشد. مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای (CAPM) به عنوان اولین مدل تعادلی، تشریحی عقلایی از ارتباط ریسک و بازده ارائه می کند. در راستای بسط مدل و بهره گیری از فروض عقلایی ساده تر، مدل قیمت گذاری آربیتراژ مطرح گردید. فاما و فرنچ ادعا می کنند که مدل سه عاملی ایشان تبیین بهتری از بازده ارائه می کند. جذابیت مدل CAPM در منطق ساده و بسیار قوی آن و پیش بینی های صحیح از چگونگی اندازه گیری ریسک و ارتباط بین بازده مورد انتظار و ریسک می باشد. متأسفانه شاید بخاطر سادگی مدل، نتایج تجربی مدل به قدری ضعیف بوده که طرق بکارگیری مدل در کاربردهای خاص آن را نامعتبر کرده می باشد. معضلات تجربی مدل می تواند انعکاسی از ناتوانی های ذاتی آن باشد. اما ممکن می باشد بخاطر کاستی هایی در تست های تجربی مدل مثلاً جایگزین های ضعیف برای پرتفوی بازار (که تأثیر مرکزی در پیش بینی های مدل اعمال می کند) باشد. در این پژوهش ما برآنیم که با اصلاح و اضافه کردن یک سری متغیرهای جدید به این مدل، آن را اصلاح و کارایی آن را افزایش دهیم. در بازار سهام، تغییر در ویژگی های شرکت های مورد معامله منجر به تغییر در جریانات بازار و انتظارات سرمایه گذاران می گردد. پس تغییر در اندازه متغیر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، که تبیین کننده ی جایگاه ارزشی یا رشدی بودن سهام شرکت های مورد معامله می باشد و نیز تغییر در اندازه ی شرکت ها می‌تواند حایز اهمیت بسیار باشد (لم، 2002). در مطالعات اخیر، از تغییر جایگاه شرکت‌ها بر اساس اندازه متغیر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و نیز تغییر اندازه ی شرکت ها با عنوان «گوچ» دانسته می گردد (فاما و فرنچ، 2007).

موضوع نقدشوندگی و نقدینگی در سال های اخیرتوجه زیادی را درمطالعات دانشگاهی و همچنین در نشریات مهم به خود معطوف نموده اند. نقدشوندگی یک دارایی عبارتند از” قابلیت خرید و فروش آن دارایی در کمترین زمان و هزینه ممکن ” بنا برتعریف نقدشوندگی در صورت عدم حضور هزینه های معاملاتی به تحقق می پیوندد. نقدینگی شرکت تأثیر مهمی را در فرایند کشف قیمت بازی می کند و معیاری برای کارایی بازار به خصوص به لحاظ اطلاعاتی می باشد (آمیهود 2005،89) [1].علاوه بر جنبه تئوری، به لحاظ عملی و با در نظر داشتن واقعیت های  موجود همانند پدیده صف های خرید وفروش و معضلات بسیاردیگر،در نظر داشتن نقدشوندگی و نقدینگی شرکت کوشش برای حل این مشکل ضروری می رسد.

نقدشوندگی دارایی ها و افزایش نقدینگی شرکت ها به خصوص پس از وقوع بحران مالی جهانی و سقوط بازارهای مالی اهمیت ویژه ای یافته می باشد و برای بازارهای سرمایه ایران نیز مهم می باشد. پدیده صف های خرید و فروش بیانگر وجود معضلات نقدشوندگی در بازار می باشد. به دلیل حضور روز افزون مالکان نهادی درشرکتهای واجرای اصل 44 مربوط به خصوصی سازی که این امر را تشدید می کند و همچنین اثر مستقیم و قابل توجه نقدشوندگی در بازار سهام می باشد. این پژوهش به مطالعه اثر نقدینگی و  اندازه شرکت ها بر ارزش شرکت ها می پردازد و به دنبال شناختی در خصوص تأثیر اندازه شرکت درکاهش معضلات نقدینگی می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ارزش گذاری شرکت ها یکی از موضوعات اساسی در حوزه های مدیریت مالی و سرمایه گذاری می باشد. سرمایه گذاران با داشتن اطلاعات حسابداری می توانند عایداتشان را حداکثر کنند، بدین مقصود بایستی از مدل های ارزش گذاری و عوامل موثر بر آن بهره گیری کنند. با تفکیک مدیریت از مالکیت و به دنبال آن، با پیدایش تئوری نمایندگی، ارزیابی عملکرد و امدازه گیری ارزش شرکت ها به عنوان یکی از مهمترین موضوع ها در حسابداری مطرح شده می باشد. ارزیابی عملکرد و ارزش گذاری شرکتها همواره مورد توجه سهامداران، سرمایه گذاران، اعتباردهندگان مالی، نظیر بانکها و مؤسسات مالی، بستانکاران و بخصوص مدیران بوده می باشد. ارزیابی عملکرد از لحاظ مالی با دو شاخص قدرت نقدینگی و سودآوری تعیین می گردد. سودآوری به اصطلاح علامت مریض نبودن بنگاه اقتصادی و قدرت نقدینگی، علامت ادامه حیات بنگاه اقتصادی می باشد. اگر چه هر دو اینها با اهمیت هستند، اما نقدینگی از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. شرکت های با سودآوری پایین یا حتی غیر سودآور، مدت بیشتری می توانند در خدمت اقتصاد قرار گیرند، اما شرکتهای بدون نقدینگی امید به حیات کمتری دارند.

[1] – Amihud ,2005,89

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوال های پژوهش:

  • آیا بین اندازه شرکت با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین اندازه شرکت با بازده سهام شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین حجم نقدینگی شرکت ها با بازده سهام شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین اندازه شرکت با حجم نقدینگی شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ریسک سهام و بازده سهام شرکت ها ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین اندازه شرکت با ارزش شرکت ها ارتباط معناداری هست؟

ارتباط بین نقدینگی و اندازه شرکت با ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری